جملات زیبا از متن کتاب سلطنت پنهان | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سلطنت پنهانsubscriptionAvailable

کتاب سلطنت پنهان

سه گانه صعود (جلد سوم)

۵.۰(از ۹ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۲۲۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

مردها شاید برای این شهر بجنگن، اما زن‌ها هستن که اون رو نجات می‌دن.
Nirvana
۷
جارون شاید یه روزی بمیره، اما هیچ‌وقت کسی نمی‌تونه جونش رو بگیره.»
SNIPER...
۴
«تمام وجودم صدمه دیده مات.» «روزهای سختی رو از سر گذروندین. اما با گذر زمان همهٔ زخم‌هاتون درمان می‌شن.» «من دربارهٔ زخم‌ها و کبودی‌های بدنم حرف نمی‌زنم.» «منم همین‌طور.»
mahour
۴
معترضانه گفتم: «نمی‌تونم پشت اسب تِروویچ بیام. بوی اون رو نمی‌شه تحمل کرد.» کیپنجِر جواب داد: «همهٔ اسب‌ها همین بو رو می‌دن.» اما من به تِروویچ نگاه کردم. «دربارهٔ اسب حرف نمی‌زنم.»
mahour
۳
جارون شاید یه روزی بمیره، اما هیچ‌وقت کسی نمی‌تونه جونش رو بگیره.»
SNIPER...
۲
مردها شاید برای این شهر بجنگن، اما زن‌ها هستن که اون رو نجات می‌دن.
mahour
۲
«اگه عمیقاً صدمه دیدین، پس از اعماق وجودتون دوستش داشتین. عشق احساس قدرتمندیه جارون. در انتها، همین عشق بهتون کمک می‌کنه که از این جنگ پیروز بیرون بیاین.»
mahour
۲
دیگر راز بزرگ پیروز شدن در نبردها را کشف کرده بودم: کاری کن که طرف مقابل باور کند تو دیوانه‌تر از آن‌ها هستی.
Nirvana
۲
«همیشه برخورد با تبهکارا و توطئه‌ها و دشمن‌ها برام آسون بوده. اما دوستی‌ها خیلی پیچیده‌ان. و عشق از همهٔ اونا سخت‌تره. زخمی هم که ایجاد می‌کنه، عمیق‌تر از هر زخمیه که شمشیر می‌تونه به وجود آدم وارد کنه.»
Nirvana
۱
حاکمان فقط با نشستن روی تخت سلطنت حاکم نمی‌شن. یه پادشاه واقعی به مردمش خدمت می‌کنه، از اونا محافظت می‌کنه و اگه بتونه خوشحالشون می‌کنه.
Nirvana
۱
«تو زندگی هیشکی احترام رو دودستی تقدیمت نمی‌کنه. خودت باید به چنگش بیاری، خودت باید به دستش بیاری و بعدش باید مثل یه شیء مقدس ازش نگهداری کنی؛ مهم نیست چقدر سخت این احترام رو به دست آوردی، چون ممکنه تو یه لحظه از دستت بره.»
Violet
۱
«تمام وجودم صدمه دیده مات.» «روزهای سختی رو از سر گذروندین. اما با گذر زمان همهٔ زخم‌هاتون درمان می‌شن.» «من دربارهٔ زخم‌ها و کبودی‌های بدنم حرف نمی‌زنم.» «منم همین‌طور.»
Violet
۰
من عاشق او بودم و همان‌قدر که ضربان قلبم برایم حیاتی بود وجود او هم حیاتی بود.
سِودا
۰