چه دوران جالبی بود. رژیمی که از آن متنفر بودیم داشت از هم میپاشید. دیگر قادر به ایجاد ترس، مخصوصاً در دل ما جوانترها نبود. دیگر نمیتوانست همهٔ مخالفین را به زندان بیندازد یا از کشور بیرون کند. دیگر نمیتوانست جلو تظاهراتمان را بگیرد، گیریم که چماقدارهاش را سروقتمان میفرستاد و ماشینهای آبپاشش با چنان فشاری به سر و روی مردم آب میپاشیدند که از آتش بیشتر میسوزاند.