جملات زیبا از متن کتاب سایه باد | طاقچه
تصویر جلد کتاب سایه بادsubscriptionAvailable

کتاب سایه باد

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mery
۸
«پول درآوردن فی‌نفسه سخت نیست. چیزی که سخته، اینه که پول رو از یه راهی به دست بیاری که ارزش وقف زندگی‌ت رو داشته باشه.»
mery
۶
گاهی چطور در مورد دیگرون قضاوت می‌کنیم، اما از حقارت خودمون غافلیم،
mery
۶
می‌دونین که بچه‌ها چطوری‌ان. خداوند عمق وجود اونا رو از خوبی پر کرده، اما اونا چیزایی رو که توی خونه می‌شنون تکرار می‌کنن.»
ساعد
۶
ارزش راز به نامحرمان آن است.
mery
۵
هرگز به کسی اعتماد نکن دنیل، به‌خصوص به آدمایی که ستایششون می‌کنی. اونا همون آدمایی هستن که دردناک‌ترین ضربات رو بهت وارد می‌کنن.»
الهام عبداللهی
۵
زمان به من آموخته بود که نومید نشوم، اما می‌دانستم به امید هم نباید بیش از حد اعتماد کنم. امید بی‌رحم است، و وجدان ندارد.
mery
۴
مردم دوست دارن زندگی‌شون رو بغرنج کنن، انگار زندگی کردن خودش به اندازه کافی بغرنج نیست.»
mery
۴
«کسایی که خودشون زندگی درست و حسابی ندارن، مجبورن همیشه تو زندگی دیگران فضولی کنن.
mery
۲
«کتاب آینه‌ست: آدم توی اونا همون چیزی رو می‌بینه که در خودشه.»
mery
۲
در زندگی هیچ فرصت دوباره‌ای نیست، جز برای احساس ندامت
ساعد
۲
آینده را در خیابان‌ها و کارخانه‌ها و پادگان‌ها بسیار واضح‌تر از روزنامه‌های صبح می‌توان خواند.
الهام عبداللهی
۲
آیا دیوانه می‌داند که دیوانه است؟ یا دیوانه کسانی بودند که سعی داشتند غیرمنطقی بودن او را به وی ثابت کنند تا فقط از تصوری که خود از واقعیت داشتند پاسداری کنند؟
A.
۲
گفت: «بعضی چیزا رو فقط تو گرگ و میش می‌شه دید.»
mery
۱
هیچ‌چیز از قهرمانی که زنده مانده تا داستانش را تعریف کند هراسناک‌تر نیست، داستانی را بگوید که تمام آنان که در زیر پاهایش در خون خود غلتیده‌اند، دیگر هرگز توان گفتنش را نخواهند داشت.
mery
۱
گاهی حرف زدن با غریبه‌ها آسون‌تره. چرا این‌طوریه؟» شانه بالا انداختم. «احتمالاً چون غریبه‌ها ما رو همون‌طور که هستیم می‌بینن، نه اون‌طور که دلشون می‌خواد باشیم.»
کاربر ۱۰۷۳۴۸۵۹
۱
در رؤیاهای دوران دبستانم، ما همیشه دو فراری بودیم سوار بر شیرازه کتاب‌ها، در تب و تابِ گریز به دل عوالمِ ادبیات و رؤیاهای خالقان آثار ادبی
کاربر ۱۰۷۳۴۸۵۹
۱
مردم دوست دارن زندگی‌شون رو بغرنج کنن، انگار زندگی کردن خودش به اندازه کافی بغرنج نیست.
الهام عبداللهی
۱
«وقتی کار می‌کنی، مجبور نیستی به چشمای زندگی زل بزنی.»
zhrrnj
۱
«وقتی جنگ می‌شه، مسائلی اتفاق می‌افته که شرحشون سخته، دنیل. بعضی وقتا حتی نمی‌دونم واقعا معناشون چیه. گاهی بهتره آدم کاری به این کارا نداشته باشه.»
mahdigp
۱
«بین خودمون بمونه، اما این قضیه هنر هفتم کفرم رو درمی‌آره. تا اون‌جا که من می‌فهمم، سینما فقط واسه خط دادن به آدمای احمق و خنگ‌تر کردن اوناست. از فوتبال یا گاوبازی هم بدتره. سینما به عنوان وسیله‌ای برای سرگرم کردن توده‌های بی‌سواد مردم ابداع شد. حالا پنجاه سال از اون موقع می‌گذره، و سینما هنوز همونیه که بوده.»
کاربر Negar2289
۱
هرگز به کسی اعتماد نکن دنیل، به‌خصوص به آدمایی که ستایششون می‌کنی. اونا همون آدمایی هستن که دردناک‌ترین ضربات رو بهت وارد می‌کنن.»
کاربر Negar2289
۱
نفرت حقیقی هنری است که انسان فقط با گذر زمان می‌آموزدش.
A.
۱
جای خالی مادرم هنوز در اطرافمان احساس می‌شد، فریاد سکوتی کرکننده که هنوز یاد نگرفته بودم چطور با کلمات خاموشش کنم.
A.
۱
در کودکی آموختم که چگونه در تاریکی اتاق‌خوابم حین حرف زدن با مادرم به خواب بروم و از حوادث روز، ماجراهایم در مدرسه و چیزهایی که به من آموخته بودند، برایش بگویم. نمی‌توانستم صدایش را بشنوم یا دست نوازشگرش را حس کنم، اما تلألؤ و گرمای وجودش در گوشه‌گوشه خانه‌مان حس می‌شد، و من با معصومیت کسانی که هنوز سالیان عمرشان از تعداد انگشتان دو دستشان تجاوز نکرده، اعتقاد داشتم که اگر چشمانم را ببندم و با او حرف بزنم، او هر کجا که باشد، صدایم را می‌شنود. گاهی پدرم از اتاق غذاخوری به حرف‌هایم گوش می‌داد و در سکوت می‌گریست.
کاربر ۱۰۷۳۴۸۵۹
۰
«هیچ‌کس چیز زیادی از زنا نمی‌دونه، حتی فروید، و حتی خود زنا
کاربر ۸۸۵۱۷۰۷
۰
به دلیل حماقت جاودانه انسان در دل بستن به کسانی که بیش از پیش آزارش می‌دهند.
Yasaman77
۰
خولیان جواب داد: «کتاب آینه‌ست: آدم توی اونا همون چیزی رو می‌بینه که در خودشه.»
zhrrnj
۰
«و رؤیاهاتم حفظ کن. معلوم نیست کی بهشون محتاج بشی.»
cRz
۰
من در میان کتاب‌ها بزرگ می‌شدم و در لابه‌لای صفحاتی که پنداری از دل غبار برآمده بودند، دوستانی نامرئی می‌یافتم، صفحاتی که بویشان تا به امروز نیز بر دستانم مانده است.
cRz
۰
هر کتاب، هر مجلدی که این‌جا می‌بینی، روح داره. روح کسی که اون رو نوشته و روح کسایی که اون رو خوندن و باهاش زندگی کردن و رؤیا دیدن. هر بار که کتابی دست به دست می‌شه، هر بار که چشم کسی به صفحاتش دوخته می‌شه، روح اون کتاب رشد می‌کنه و تقویت می‌شه.