درست همانطور که هگل اعتقاد دارد واقعیت، به عنوان موجودی عقلانی، در طول تاریخ بشر از خود آگاهی پیدا میکند و در نهایت از طریق او و دیگر موجودات با ذهنیت مشابه به وضوح فلسفی دست مییابد، شوپنهاور اعتقاد دارد که اراده، به عنوان موجودی ناعقلانی، در طول تاریخ بشر از خود آگاهی پیدا میکند و در نهایت از طریق او و دیگر انسانهای با ذهنیت مشابه به وضوح فلسفی دست مییابد. این دو دیدگاه، گرچه درباره ذات واقعیت غایی همرأی نیستند، به موازات هم پیش میروند.