هدف روانكاوی اين نيست كه تا آخرين قطره امر واقعی را كاملاً نمادين كند، زيرا در اين صورت روانكاوی به يك فرايند واقعا بیپايان بدل میشود، بلكه تمركز بر تهماندههای امر واقعی است كه آسيبزا به شمار میآيد. با واداشتن روانكاویشونده به رؤيا ديدن در خواب و بيداری و صحبت درباره «رويداد» آسيبزا، حتی اگر بیانسجام باشد، او را به واژهها وصل میكنيم تا با دالهای بيشتری ارتباط برقرار كند.