جملات زیبا از متن کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچsubscriptionAvailable

کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ

۳.۷(از ۲۳ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۰۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«برای اینکه آن‌ها آدم‌هایی هستند که نمی‌توانند وجود دشمن را قبول داشته باشند. آن‌ها ما را وحشی، غیرمتمدن و ابله می‌خوانند و از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا ما را پست و حقیر بشمارند. آدم‌های خیلی خودخواهی هستند. می‌دانید، دنیا هنوز آمریکایی‌ها را آدم‌های زمان جنگ جهانی دوم می‌داند، دنیا فکر می‌کند که آن‌ها هنوز همان بچه‌های بی‌گناه و بی‌عرضۀ آن زمان هستند
انوشه
۲
زندگی یک نوع محکومیت به مرگ است
N.Sh
۱
من هرگز کشیشی را ندیدم که بخواهد مانع اعدام یا جنگی شود.
انوشه
۱
می‌دانم که همیشه اوضاع دنیا به این منوال بوده، چون این را هم می‌دانم که تاریخ را فاتحان ساخته‌اند. ولی من تاریخی می‌خواهم که یک مرد به‌خاطر اینکه یک مرد است به‌حساب بیاید نه به‌خاطر اینکه یک فاتح است. تاریخی می‌خواهم که موجوداتش، اعداد نباشند، گوشت‌های مقابل توپ و تانک نباشند، بلکه انسان‌هایی باشند که مرگشان، مرگ هریک نفرشان، از خشم و از درد به‌دور باشد، از آتش‌سوزی و شورش به‌دور باشد. تاریخی می‌خواهم که برای مغز مجروح پیپ بگرید.
انوشه
۱
گور بابای همه‌چیز، حتی گور بابای مرگ
lay2571
۱
خوب مردن بهتر از بد زندگی کردن است
lay2571
۱
جنگ، بشر را همان‌طور که هست نشان می‌دهد، یعنی حیوان.
انوشه
۱
آیا آن‌هایی که در شب دوم اکتبر ۱۹۶۸ پسرهای ملت را قتل‌عام کردند، خودشان پسرهای ملت نبودند؟
انوشه
۱
جنگ، مغایرتی نداشت با «ریکشا» ها که به‌جای اسب، درشکه‌های کوچک را می‌کشیدند و باشتاب میان جمعیت در رفت و آمد بودند، با سقاها که سطل‌هایشان را به دو سر چوب‌های خیزران آویخته بودند و به‌سرعت راه می‌رفتند و در ضمن بسیار ماهرانه تعادلشان را هم حفظ می‌کردند. با زنان کوچک‌اندامی که لباس‌های بلند پوشیده بودند و موهای صاف و سیاهشان را روی شانه‌هایشان ریخته بودند، با دوچرخه‌ها، با موتورسیکلت‌ها و بچه‌ها با جعبه‌های واکس و ماهوت‌پاک‌کن‌هایشان برای براق کردن کفش‌ها و همچنین جنگ با تاکسی‌هایی که تند و وحشیانه می‌رفتند، مغایرت نداشت.
کاربر ۷۶۷۶۹۴۰
۰
مرگ غیر از یک ارزش نسبی، ارزش دیگری ندارد. وقتی نایاب باشد به‌حساب می‌آید و وقتی زیاد و فراوان شود، دیگر به‌حساب نمی‌آید.
MK
۰
خدایا، جنگ چه چیز نفرت‌آوری است. این حرف را یک سرباز به شما می‌زند. حتماً مخ کسانی که جنگ را بازیچه خود قرار داده‌اند خراب است. حتماً خل هستند که چنین جنگی را هیجان‌آور و افتخارآمیز می‌دانند. جنگ فاجعه وحشتناکی است که غیر از گریستن، کار دیگری برایش نمی‌توان کرد.
انوشه
۰
- آره، آن‌وقت یک جنگ دیگر راه می‌اندازند. همیشه همین‌طور بوده، چون کسانی که خواهان جنگ هستند، همیشه به کنار و در امانند و دیگران را برای این کار می‌فرستند، ما را می‌فرستند. می‌دانی، گور پدر پولدار شدن، گور پدر قهرمان شدن.
انوشه
۰
تخم‌مرغ دوباره دانه‌ای سه فرانک ارزان شده و مردم دیگر برای خرید برنج صف نمی‌بندند. خب، پس چرا هنوز صدای شلیک توپ می‌آید
انوشه
۰
در این دنیا با تلاش‌ها و معجزه‌ها زندگی انسان رو به مرگی را نجات می‌دهند ولی باعث مرگ صدها، هزارها و میلیون‌ها موجود زنده و سالم می‌شوند!
مهسا
۰
در پلشته که بزرگ‌ترین دهکده حفاظت شده است فقط دوازده آمریکایی زندگی می‌کنند و نتیجۀ این کار برای این کوهستانی‌های بیچاره یک بازی دیپلماسی است که اغلب به دشمنی با یکدیگر و یا مرگ ختم می‌شود. درک پرسید: «انگلیسی دانستن آن‌ها جزو برنامه استراتژیکی شماست؟» آمریکایی گفت: «بهتر است بگویم قسمتی از شاهکار تمدن ماست.» و لحن گفتارش کاملا مهربان و صمیمی بود. او آن‌قدر به کارهایی که می‌کرد معتقد بود که حتی حاضر بود در راه انجام آن‌ها جانش را فدا کند. درست مثل یک کشیش مبلغ.
Royasaho
۰
مسیح مصلوب شده بود، و خانواده آمریکایی در نهایت صمیمیت و مهربانی دویدند، از تپه بالا رفتند و به صلیب رسیدند. و بعد یک گازانبر و نردبان آوردند و درحالی‌که از نردبان بالا می‌رفتند. می‌گفتند: «آقا، ما آمدیم! ما آمدیم!» و میخ دست راست مسیح را با گازانبر درآوردند و بعد میخ دست چپ را هم درآوردند و بعد مسیح به جلو خم شد و از پاها به صلیب آویزان ماند! آمریکایی‌ها این‌طوری هستند، می‌خواهم بگویم که آن‌ها آد‌م‌های بدجنسی نیستند یا لااقل همیشه بدجنس نیستند. فقط نابلدند!
Royasaho
۰
جنگیدن، قاطع‌ترین دلیل حماقت بشر است.
lay2571
۰
وطن مثل مادر ماست. آن را با تمام وجودمان قبول داریم و از مرگش تا جایی‌که بتوانیم جلوگیری می‌کنیم. وطن مثل کلبه توست، و اگر کسی خواست آن را به زور از تو بگیرد، باید با او تا سرحد مرگ بجنگی، این کس، هرکس می‌خواهد باشد، روسی، چینی، فرانسوی یا آمریکایی.
lay2571
۰
و دوستش دارم چون کشورش را دوست دارد
lay2571
۰
آن‌ها مرا دستگیر کردند چون به یک ویت‌کنگ آب داده بودم.
انوشه
۰