اگرچه به سختی میتوان گفت «تنظیم خوب» چیست، موضوعی است که بیتردید مجادلات زیادی را برمیانگیزد. مفسران و دولتها به یکسان تلاش کردهاند تا از زیر بار تعیین محکهای دقیق طفره روند و در عوض خواستهاند فهرستهایی از محکها و عناصری ارائه دهند که تصور میشود در یک رژیم خوب تنظیم وجود دارند. این رویکرد این مزیت برجسته را دارد که انباشت معیارها به گروههای مختلف با علایق و سیاستهای گوناگون امکان میدهد تا با توافق کلی بر سر محکهای مرتبط ارزیابی (جدول ۳-۱)، دربارهٔ کیفیت تنظیم بحث کنند - حتی اگر دربارهٔ موازنه بین این محکها و اصلیترین دستاوردهای نهایی اتفاق نظر نداشته باشند.