درک و شناخت مورسو از این امور همانگونه است که مثلاً متخصص جامعهشناسی یا انسانشناسی معنای اجتماعی رخدادها و آداب و رسوم جامعه ناآشنای مورد مطالعهاش را میفهمد بیآنکه خودش آنها را معنادار تجربه کند. مورسو به این اعتبار نظارهگر نظری زندگی خویش است. او روال وقوع رخدادهای زندگی خود را همانطور نظاره میکند که خیابان را از پشت پنجره آپارتمانش. ولی معنای امور را از چنین منظری دیدن و فهمیدن یک چیز است و تأثیر گرفتن از معنای امور چیزی دیگر.