جملات زیبا از متن کتاب بازگشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب بازگشتsubscriptionAvailable

کتاب بازگشت

۲.۳(از ۷ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

. وقتی داشتیم دربارهٔ همهٔ آن‌چه باید انجام می‌شد، دربارهٔ این‌که باید چه‌قدر باهوش و حواس‌جمع باشیم تا یک سال دیگر دوام بیاوریم حرف می‌زدیم، یخ زیر پاهای‌مان ترک برمی‌داشت. به‌ام گفتی آدمیزاد هم همین‌جور ترک برمی‌دارد: آدم‌ها محکم سرجای‌شان می‌ایستند و از قیافه‌شان برمی‌آید که تا قیامِ قیامت هم پابرجای‌اند اما فقط سَرانگشتی بدبیاری به‌علاوهٔ سرِ سوزنی مشقت و چیزک دیگری که پا روی دُم‌شان بگذارد کافی است تا مثل ویترین مغازه‌های میادین شهرها زیر بمباران فروبریزند.
sahar
۲
میزان بدویت آدمی را در بستری شهری می‌توان با مزاحمتی که برای بقیهٔ آدم‌ها دارد سنجید
مهسا نوری
۲
گمون نکنم مرگ واسه هیچ آدم سالمی عادی شه.
Maral !!
۱
میزان بدویت آدمی را در بستری شهری می‌توان با بی‌تفاوتی‌اش به بقیهٔ آدم‌ها و نیازهای‌شان سنجید، با میزان راسخ بودنِ باورش به این‌که هیچ‌کس در جهان لنگهٔ او نیست و حق دارد بی‌توجه به مصایبی که شاید دامن‌گیر بقیهٔ مردم شود درلحظه هر کار دلش خواست بکند.
sahar
۱
آیا به قول معروف چیزی طاقت‌فرساتر از لحظه‌ای که مردم سفرهٔ دل‌شان را پهن کنند، هست؟ ترجیح می‌دهم تماشاچی عمل قلبِ باز باشم تا نَشت فضولات سَمی زندگی آدم‌ها.
sahar
۱
معلوم است همه‌مان برای کثافت بودن ظرفیتی بی‌پایان داریم؛ این‌که آن ظرفیت بالقوه کِی و به چه شکلی بالفعل شود، فقط‌وفقط یک نکتهٔ فنیِ بی‌اهمیت است.
مهسا نوری
۱
چیزهای کمی در جهان به شکنندگیِ مردانگی‌اند؛ این درس را خوب گرفته‌ام.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۰
مثل گاوی حین مراقبهٔ آسودهٔ ذن؛ چون فقط گاوهای وسط جاده عینِ همین بی‌تفاوتی و طمأنینه را به جهان پیرامون نشان می‌دهند
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۰
جای او در طبیعت است. آن‌جاست که یاد گرفته وجود داشتن یعنی اذیت‌وآزار رساندن. تصورات باطل از مفهوم هومو اوربَنوس خیالش را تخت کرده. در نظر او طبیعت موازنه‌ای شکننده، نظامی حساس و پیچیده نیست. طبیعت صرفاً به او و قبیله‌اش در طول تاریخ اذیت‌وآزار رسانده و با خشک‌سالی و توفان و سیل و یخ‌بندان عذاب‌شان داده. آن‌ها از دست طبیعت گریخته‌اند و جز همان طبیعت چیزی با خودشان نیاورده‌اند، چون آن‌ها خودِ طبیعت‌اند.
sahar
۰
معتقدم میزان بدویت آدمی را در بستری شهری می‌توان با مزاحمتی که برای بقیهٔ آدم‌ها دارد سنجید. آدم بدوی قادر نیست در صلح‌وآرامش حیاتش را ادامه دهد: همیشهٔ خدا سروصدا راه می‌اندازد، کثافت به بار می‌آورد یا بوی گند می‌پراکند. هر کاری می‌کند تا دیده شود؛ مدام وجودش را ساطع می‌کند. هستی‌اش لگدی است به احساسات و دشنامی به شعور. صرفِ همین وجود داشتنش اذیت‌وآزار ماست. مهمانی که می‌گیرد آدم ملاحظه‌کارِ خوش‌قریحه‌ای که از بدِ روزگار همسایهٔ دیواربه‌دیوارش است محکوم است به عذاب کشیدن. چنین انسان بدوی‌ای از توی شیشه کردن خون انسان‌های متمدن لذت می‌برد.
sahar
۰
پسری که کتابی رو می‌سوزونه علیه پدرش و قوانینی که توی اون کتاب اومده قیام می‌کنه. ولی پدری که اثرش رو می‌سوزنه پسرش رو از اسم و قوانینِ خودش محروم می‌کنه. کتاب‌سوزی اون نقطه‌ایه که رشتهٔ پیوند پدر و پسر می‌بُره.
sahar
۰
آخ که چه‌قدر ساده می‌شد اگه قتل، حتی قتل پدر، مسائل رو حل می‌کرد… نکته این‌جاست که نه مرگِ واقعی پدر، نه گفتنِ این‌که “خدایی در کار نیست” واقعاً رستگاری نمی‌آره. با رفتن پدر قانون همچنان پابرجاست. چون آزادی با پدرکشی به دست نمی‌آد، آدم سعی‌اش رو می‌کنه که با نابودیِ قانون، یعنی کتابی که سنگ‌بنای تمدن و فرهنگه، کسبش کنه. سوزوندن کتاب، به قول جرارد حداد، که چه با غصه هم می‌گه، یعنی کشتن پدر. حداد رو هم توی همون نشست دیدم. ولی حتی اگه پدر رو دوبار هم بکشی، باز برمی‌گرده
sahar
۰
حالا هر چندبار برف دیده باشیم منظرهْ همیشه قدر بار اول تماشایی است. بله، می‌شود برف را فقط آبِ یخ‌بسته دانست، منتها منطقی بودن فقط تا یک جایی خوب است، بعدش کل عیش زندگی را نابود می‌کند. چیزهایی مثل برف باید مرموز و به تبعش دست‌نخورده بمانند تا بشود ازشان لذت برد.
مهسا نوری
۰