وقتی بهاندازۀ من عمر کنی، متوجه میشی خاطرات میتونن همۀ ما رو به دروغگو تبدیل کنن. دو تا آدم نمیتونن یه لحظه رو مثل هم به یاد بیارن و گاهی آدمها دربارۀ جزئیات، اتفاق نظر ندارن. یه بار خوندم که هر داستان دو جنبه داره و این یعنی یکی همیشه دروغ میگه، اما بهنظرم این حرف درست نیست. حقیقت عوض میشه. گاهی نمیشه تشخیصش داد. لازم نیست قهرمان داستان اون باشم، اما از اینکه با من مثل یه آدم بیارزش رفتار کنه، خسته شدهام.