کیشا در این مبحث کمی به عقب برگشت و گفت: «اما تو نمیتوانی از رؤیاهایت دست بکشی. اگر بدانم که میخواهی یک هنرمند باشی، در این صورت میتوانم کمک کنم تا زمانی را برای انجامدادن کار هنری پیدا کنی. من میتوانم بیشتر کارهایم را روز یکشنبه انجام دهم و تو میتوانی نقاشی کنی. اگر ندانم که این رؤیا و آرزوی توست، چطور میتوانم از تو حمایت کنم؟ شاید در ابتدا از کم شروع کنیم. تو هنرت را در یک کافیشاپ یا چیزی مثل آن نشان میدهی و من میتوانم برای معرفی هریک از نقاشیهایت شرح کوتاهی بنویسم.»