یادمه تو قطار کتاب همرام بود، چون از پدرم پرسیدم ما هم سوار چارلی چوـ چو هستیم. نمیخواستم اون قطار، چارلی باشه. چون ما میخواستم بریم نیوجرسی و فکر میکردم ممکنه چارلی ما رو جای دیگهای ببره. عکس آخر کتاب که بچهها سوار چارلی بودن، یادت میاد، ادی؟ همهشون تو عکس میخندیدن، اما من همیشه فکر میکردم اونا ترسیدن و دارن داد میزنن و میخوان از قطار پیاده بشن.