«بگو ببینم از دست پرندهها چون که میتونن بخونن عصبانی میشی؟ یا از دست اسبها چون که خوشگلن؟ از دست خرس چی؟ بهخاطر دندونهای ترسناک و پنجههاش، یا واسه اینکه ازت بزرگتر و قویتره؟ از بین بردن چیزایی که ازشون تنفر داری، چیزی رو عوض نمیکنه. همچنان نمیتونی خرس، پرنده یا اسب بشی. تنفر از مردا باعث نمیشه که مرد شی. تنفر از رَحِمت، سینههات یا ضعفهات نمیتونه اونا رو از بین ببره. همچنان یه زن باقی میمونی. تنفر هیچوقت راه چاره نیست. آسونه ولی خیلی چیزا آسونن. خودمون سختشون میکنیم. همهٔ زندگیمون رو صرف سخت کردن چیزایی که بهتره بپذیریمشون میکنیم. چون که با پذیرشه که به تعالی میرسیم.»