اگر دیگری، ورای برای من بودنش، حقیقتاً برای خودش باشد، و اگر ما برای یکدیگر باشیم و نه هردو برای خدا، در آن صورت باید بر یکدیگر نمود پیدا کنیم، هردو باید برونی داشته باشیم و باید علاوه بر نظرگاهِ برایخویش ــ یعنی منظری که من نسبت به خودم دارم و منظری که دیگری نسبت به خودش دارد ــ نظرگاهِ برایدیگری نیز وجود داشته باشد ــ یعنی منظری که من نسبت به دیگری دارم و منظری که دیگری نسبت به من دارد.