همهی آدمها مردن از فرط گرسنگی را کم و بیش درک میکنند؛ اما کمتر کسی دیوانه شدن از فرط تنهایی را برمیتابد و درمییابد. اسیر بازگشتهای که مدتها در حبس بوده است، به نظر دیگران دیوانه یا ابله مینماید! حواس از وجودش رخت بربسته، رگ و پیاش به آتش کشیده شده، عذاب الیم چشیده و سپس به رعشه افتاده، اما قضیه آنقدر بغرنج است که به آن نمیاندیشند و آنقدر هم دور از ذهن مینماید که درکش نمیکنند.