آنکه در وجود خویش سرمایۀ شادکامی و عشرت ندارد، در هر سنی رنجور و مبتلاست
رَهسِپار 🎓
۲
همچنان که میوه پس از رسیدن میپژمرد و میافتد، زندگی را هم عاقبت افتادنی در پی است، عاقل باید با روی خوش این عاقبت را بپذیرد و با طبیعت از ستیزه بپرهیزد، وگرنه همچو دیوان، ره عصیان خواهد رفت.
الف.
۰
هرچه راه سفر کوتاهتر میشود، آذوقه بیشتر برداشتن، جز سفاهت چیزی نیست.
ahmad
۰
بیش از این باید از لذت کشاورزی گفت، اما میبینم که بسیار گفته و شما را خسته کردهام، معذورم بدارید که شیفتۀ آب و سبزهام. بهاضافه پیران پرگو میشوند، بگذارید پرگویی هم عیب پیری باشد.