آنکه در وجود خویش سرمایۀ شادکامی و عشرت ندارد، در هر سنی رنجور و مبتلاست
الف.
۴
همچنان که میوه پس از رسیدن میپژمرد و میافتد، زندگی را هم عاقبت افتادنی در پی است، عاقل باید با روی خوش این عاقبت را بپذیرد و با طبیعت از ستیزه بپرهیزد، وگرنه همچو دیوان، ره عصیان خواهد رفت.
رَهسِپار 🎓
۳
هرچه راه سفر کوتاهتر میشود، آذوقه بیشتر برداشتن، جز سفاهت چیزی نیست.
الف.
۱
بیش از این باید از لذت کشاورزی گفت، اما میبینم که بسیار گفته و شما را خسته کردهام، معذورم بدارید که شیفتۀ آب و سبزهام. بهاضافه پیران پرگو میشوند، بگذارید پرگویی هم عیب پیری باشد.
ahmad
۱
خواهشهای کودکانه در جوان نمیماند و آرزوهای جوانی از دل مرد کامل میرود، بسی سودا نیز که دست از سر پیر برمیدارد و میل به زندگی را در او ملایم و معتدل میکند تا روزی که هر عشق و سودایی در دل پیر خاموش و دست مرگ بهسوی او دراز میشود.
الف.
۱
پیری وقتی فرخنده و خواستنی است که بنیان محکم آن را در جوانی گذاشته باشند.
الف.
۰
خست پیر بسی نکوهیده است، زیرا هرچه راه سفر کوتاهتر میشود، آذوقه بیشتر برداشتن، جز سفاهت چیزی نیست.
الف.
۰
همچنانکه، هنرپیشه باید از عهدۀ نقشی که هر آن بازی میکند، بهخوبی برآید و هیچ از آن نیندیشد که آیا عمرش تا به پردۀ آخر خواهد کشید یا نه، هرکس باید آن دمی را که به دست دارد غنیمت بشمرد و وظیفۀ خود را بهخوبی انجام بدهد.
الف.
۰
فیثاغورت میگوید ما همه سربازیم و تا فرمان افسر نرسد، باید در جای خود بمانیم و به خدمت بپردازیم.