جملات زیبا از متن کتاب ماهی زنده در تابه | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماهی زنده در تابهsubscriptionAvailable

کتاب ماهی زنده در تابه

مجموعه داستان

۳.۲(از ۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
ناصر ایرانی
انتشارات: 
نشر چشمه

قیمت:

۹۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

من هر وقت که نتوانم کاری بکنم و نتوانم بی‌کار بمانم، یعنی بدجوری کلافه و علاف باشم، یا می‌خوابم یا غذا می‌خورم.
eloohii
۳
یادم می‌رود حواسم را جمع کنم.
eloohii
۲
راستش، به حرف‌های او گوش نمی‌دادم. این عادت من بود و هست: هر وقت کسی زیاد روده‌درازی می‌کند، مخصوصاً اگر چرت‌وپرت بگوید، وانمود می‌کنم که دارم به حرفش گوش می‌دهم و در همان حال می‌روم در عالم خودم، چشم‌هایم باز گوش‌هایم بسته.
eloohii
۲
دماغ آقای هاشمی با بقیهٔ اجزای صورتش نمی‌خواند؛ خیلی بزرگ‌تر از آن‌ها بود، مخصوصاً از دو چشمش که عین دوتا نخود بود. انگار در کارگاه خلقت دماغِ آدم درشت‌هیکلی را اشتباهی نصب کرده باشند روی صورت او که مرد ریزنقشی بود.
eloohii
۲
چشم‌هایش این را نشان می‌داد، دلش به اندازهٔ تمام ابرهای عالم گرفته بود.
eloohii
۱
یاد دورهٔ کودکی‌ام افتادم. نمی‌دانم فریبِ خاطراتم بود یا به‌راستی این‌طور بود که به نظرم رسید در آن دورهٔ بازنیامدنی خیابانی که من در یکی از کوچه‌های پیچ‌پیچِ آن زندگی می‌کردم همین‌قدر باصفا بود که این خیابانِ پُردرخت باصفاست
eloohii
۱
هنرمندها بیش‌ازاندازه حساس‌اند. می‌رنجند ازت اگر زیاد سربه‌سرشان بگذاری.
eloohii
۱