در یک بیمارستان بزرگ دولتی، پرستارانِ زن مسئولیتهای خود را برای مراقبت از بیمارانِ بعد از جراحی، در هر دو بخش زنان و مردان تقسیم کردند. مشخص شد داروهای مسکّن در بخش مردان، خیلی بیشتر از بخش زنان مصرف میشود. بنابراین، پرستاران را بهدقت زیر نظر گرفتند و با آنها مصاحبه کردند. طرز برخورد این پرستاران با مردان همیشه اینگونه بود که اگر مردی از درد شکایت کند، آن درد شدید است؛ زیرا همه میدانستند که مردان بسیار جانسختاند و باید دردهایشان را جدی گرفت. ازطرفدیگر، طرز برخورد آنها نسبت به بیماران زن متفاوت بود. از نظر آنها، زنان برای کوچکترین مسائل نیز کلی دادوقال راه میاندازند، بنابراین، باید نسبت به آنها با بیمحلی رفتار کرد. در حقیقت، زنانِ بیچاره، قربانی قالبهای اجتماعی خودشان بودند.