جملات زیبا از متن کتاب آوازهای فرشته بی بال | طاقچه
تصویر جلد کتاب آوازهای فرشته بی بال
off
٪۳۰
subscriptionAvailable

کتاب آوازهای فرشته بی بال

مجموعه شعر

۳.۷(از ۱۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
محمد شمس لنگرودی
انتشارات: 
انتشارات نگاه
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو، شعر معاصر

۱۰۵,۰۰۰

۳۰٪

قیمت:

۷۳,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

عشق صحرائی سراب است در پیاله نازکی و شگفتا غرقت می‌کند.
kamrang
۱۷
آنقدر به تو نزدیک بودیم که تو را ندیدیم همچون عمر از برابرمان باید می‌گذشتی تا حضور تو را دریابیم.
abbas5549
۱۳
سال‌های سال همچون عقابی خاموش پر زدم شما در حیرت من در حسرت.
kamrang
۸
ای رنگ‌های سحرگاه بگشائید، بگشائید و ببینید درخشش جاودانم را بر گل‌ها نامم شبنم است...
kamrang
۵
کشتی‌هایم را جمع کرده‌ام منتظرم نوحم بیاید و وداع گویم شما را چه بود این که زندگیش نام کرده بودید باریکه آب بی‌ثمری که تاب کشتی کاغذیم را نداشت.
tasnim
۵
راه گفت: همه را به مقصدشان می‌رسانم خود، بی‌مقصد، بی‌راه زنجیری این زمینم. باد گفت: من که ندانستم به چه کار من می‌آئی.
yalda
۵
ای پروانه شاخدار مرا می‌ترسانی وقتی که به سمت من می‌آئی.‌ من مجروح به خنجر کودکی خواب‌آلود.
kamrang
۴
نقاب، نقاب، نقاب ماهی آزاد در نامش اسیر است.
kamrang
۴
شعرهای من اندوه گوزنی زخمی است که به سمت رودخانه فرار می‌کند.
آزادی
۴
تو بذری ناب بودی مژده نان پختن نان بودی
آزادی
۳
راه گفت: همه را به مقصدشان می‌رسانم خود، بی‌مقصد، بی‌راه زنجیری این زمینم. باد گفت: من که ندانستم به چه کار من می‌آئی.
Edris
۳
و فقط سکوت است که به حرفم گوش می‌دهد و سرش را آهسته تکان می‌دهد.
•●فاطمه✍●•
۳
ای ماهی مگر که چشم‌پوشی و خود را نبینی عریانی عریان در خانه شیشه‌ئی، جاده شیشه‌ئی، خلوت شیشه‌ئی و کلامت انبوهی حباب است.
kamrang
۲
۰ در عمری واژگون در انتظار تولد خویشم. برف بر مژه‌ام، بر تنم ابرها ترانه تازه‌ئی در خیالاتم می‌بافند.
tasnim
۲
می‌گویم، زغال چرا خاموشی گل‌سرخ‌هائی در دهانت پنهان است چرا به زبان نمی‌آوری مگر که بسوزانندت.
Narjesbn
۲
در دریائی غرق می‌شوم که بستر رودش را خود به چنگ و کفم کنده‌ام در راهی زخم می‌خورم که شیشه و سنگش را خود از پی دشمن ریختم در نوری کور می‌شوم که به نور دیده خود روشن کرده‌ام...
abbas5549
۲
شما از پنجره‌تان سرکشیدید به بهانه تابلوها، پرچم‌ها و بر گل‌ها و شکوفه‌ها سرفه کردید. حالا حیاط خلوت‌مان مریض است ما از شما به شما شکایت می‌بریم آقایان تمنا داریم تا فرصت باقی است بیائید از این حیاط غریبه رهامان بسازید.
جام عقیقی
۲
تو از راهی می‌رسی که پریشانی دور می‌شود.
آزادی
۲
شعر فریادی بی‌امان است از سوراخ کلید زندان. «تمنا دارم آب، آب فراموش‌تان نشود» در بیرون جنگی بی‌امان است.
masoome
۲
عشق، خوابی است که در بیداری می‌کشیم.
فاطمه.💘
۲
جوانی ما اقیانوسی بود که در ته استکانی غرق شد
•●فاطمه✍●•
۲
در آرامش من پلنگی است با لبخندی صورتی آه می‌کشد چه جهان عجیبی است که در آهوئی زندانی است.
kamrang
۱
آخر چه داشت زندگی با خورجینی که مدام پر کردیم و خالی به خانه خود رسیدیم آخر چه داشت زندگی در موطنی که بوی غروب می‌دهد سگ‌ها پارس می‌کنند و صدای کسی به گوش کسی نمی‌رسد. با زخم‌هائی به رنگ صورت‌مان در میهمانی دنیا مست کرده‌ایم و بر جراحت هم می‌خندیم. فرصت‌مان همین است تا از دریچه‌های مجازی پرمان را بیرون گیریم و به یکدیگر تعارف کنیم.
kamrang
۱
عشق، خوابی است که در بیداری می‌کشیم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
- آنچه که در تاریکی گمراه می‌کند راه نیست بیراهیِ رهرو است. باد گفت وقتی روز از برابر من می‌گذشت.
elinow
۱
دنیا پر از حکایت دیوها هرکس به قدر دن‌کیشوت بودن خود قهرمان.
elinow
۱
در دریائی غرق می‌شوم که بستر رودش را خود به چنگ و کفم کنده‌ام در راهی زخم می‌خورم که شیشه و سنگش را خود از پی دشمن ریختم در نوری کور می‌شوم که به نور دیده خود روشن کرده‌ام...
"هلاله"
۱
در موطنی که بوی غروب می‌دهد سگ‌ها پارس می‌کنند و صدای کسی به گوش کسی نمی‌رسد. با زخم‌هائی به رنگ صورت‌مان در میهمانی دنیا مست کرده‌ایم و بر جراحت هم می‌خندیم.
آزادی
۱
در موطنی که بوی غروب می‌دهد سگ‌ها پارس می‌کنند و صدای کسی به گوش کسی نمی‌رسد. با زخم‌هائی به رنگ صورت‌مان در میهمانی دنیا مست کرده‌ایم و بر جراحت هم می‌خندیم.
آزادی
۱
الیا الیا! ما فرصت زندگی را به رکاب زدن در باد تشنه حرام کرده‌ایم.
فاطمه.💘
۱