دبورا میدانست که آنها این واقعیت آشکار را مثل لاشهٔ یک حیوان، گرفته و عجولانه آن را در جایی دفن کرده بودند. اما خوب میدانست که بوی زنندهٔ یک دروغ دفنشده باعث حس گناه میشود و تا وقتی همهچیز بوی آن را بگیرد و متعفن و فاسد شود، در هوایی که نفس میکشیدند باقی میماند.