جملات زیبا از متن کتاب دنیای بیگانه دبورا | طاقچه
تصویر جلد کتاب دنیای بیگانه دبوراsubscriptionAvailable

کتاب دنیای بیگانه دبورا

نوع کتاب
۲.۸ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جوآن گرینبرگ، زهره مهرنیا
انتشارات: 
نشر مون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آزادی
۳
از اینجا فرار کن! فکر می‌کنی می‌تونی بری و همهٔ رازها رو بگی و تا ابد توی امنیت باشی؟ به‌جز مرگ اصلی، مرگ‌های دیگه‌ای هم هست، مرگ‌هایی بدتر!
آزادی
۳
واقعیتتون چه فایده‌ای داره وقتی عدالت شکست می‌خوره، ناصداقتی ماست‌مالی می‌شه
آزادی
۲
از پشت نقاب‌هایی که بر چهره داشتند به هم نگاه کردند
آزادی
۲
به تاریکی اتاق خیره شده بودند.
آزادی
۲
این احساسات در وجودش می‌پیچید و او را از درون متعفن می‌کرد.
Felora
۲
شاید شکل خاطرات تغییر نکنه، اما سال‌ها مهم جلوه دادن اون می‌تونه وزن غیرقابل تحملی بهش بده.
آزادی
۱
استقلال بچه، تعادل زندگی متزلزل برخی والدین را به خطر می‌انداخت.
آزادی
۰
حس سرگردانی، خشم و نگرانی داشتند که اجازه نمی‌داد رشتهٔ بلند مصیبت و ناکامی قطع شود و گریبان نسل بعدی را نگیرد.
Felora
۰
دبورا می‌دانست که آن‌ها این واقعیت آشکار را مثل لاشهٔ یک حیوان، گرفته و عجولانه آن را در جایی دفن کرده بودند. اما خوب می‌دانست که بوی زنندهٔ یک دروغ دفن‌شده باعث حس گناه می‌شود و تا وقتی همه‌چیز بوی آن را بگیرد و متعفن و فاسد شود، در هوایی که نفس می‌کشیدند باقی می‌ماند.
Felora
۰
اما لذت تنفر از خود چنان دبورا را در بر گرفته بود که انگار به‌جای تنفر داشت از عشق حرف می‌زد. ادامه داد و این ناپاکی را تزیین کرد، زینت داد و کلمه‌های والاتر و والاتری از دهانش بیرون ریخت. وقتی حرفش تمام شد، سایه‌اش بسیار بزرگ شده بود.