جملات زیبا از متن کتاب عشق سال‌های وبا | طاقچه
تصویر جلد کتاب عشق سال‌های وباsubscriptionAvailable

کتاب عشق سال‌های وبا

۳.۵(از ۱۱۸ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۸۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تنها چیزی که در زندگی‌ام، به آن نیازمندم، این است که کسی مرا بفهمد.
BehRad
۴۲
فکر می‌کنید ما تا کی می‌توانیم به این آمدن و رفتن ادامه بدهیم؟ فلورنتینو آریزا پاسخ این سؤال را از پنجاه و سه سال و نه ماه و چهارده شب و روز قبل، آماده داشت و گفت: برای همیشه.
شبــــ🍃ــنــم
۳۴
نه، من ثروتمند نیستم؛ بلکه فقیری پول‌دار هستم. این دو تا با هم فرق دارند.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۳۲
«تنها دردی که ممکن است، در زمان مردنم داشته باشم، این است که مرگ من از درد عشق نباشد.»
شبــــ🍃ــنــم
۳۰
«فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد»
زهرا۵۸
۲۸
من تقریبآ همیشه تنها هستم.
BehRad
۲۱
عقل موقعی به سراغ آدمی می‌آید که دیگر هیچ کار مفیدی نمی‌تواند انجام بدهد.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۲۰
در دنیا هیچ چیز دشوارتر از عشق نیست.
BehRad
۲۰
فلورنتینو آریزا آینه را برد و در اتاق خود به دیوار آویخت؛ نه به خاطر قاب نفیس آن، بلکه به خاطر آن که به مدت بیش از یک ساعت، نمایی از دل‌بند او را در خود بازتاب داده بود.
شبــــ🍃ــنــم
۱۷
کدام یک از آن‌ها مرده‌تر هستند، مردی که مرده یا زنی که تنها رها شده است.
BehRad
۱۳
فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد» .
mashkook
۱۲
چیزی که دوست دارم این است که بروم. بروم و هرگز برنگردم.
BehRad
۱۱
از نظر او، فرمینا دازا چنان زیبا، آن‌قدر اغواگر و به اندازه‌ای متفاوت از مردم عادی بود که تعجب می‌کرد چطور کس دیگری مانند او در اثر صدای برخورد پاشنه کفش او با سنگ‌فرش خیابان و یا با دیدن روسری زیبای وی و از دیدن زلف‌های پرموج او، از حرکت دست‌های وی در طرفین بدنش به هنگام خرامیدن و طلای لبخندش، مانند او دیوانه‌اش نمی‌شود
ناهید
۱۰
در آینه‌ی آن کالسکه به خود نگریست و دریافت که تصویر وی هم در آینه، هنوز دارد به فرمینا دازا فکر می‌کند
شبــــ🍃ــنــم
۹
با یک گل رز خاطره‌ی مرا زنده نگه‌دار.
BehRad
۹
«پیری یک مرحله‌ی شرم‌آور از عمر آدمی است که باید تا دیر نشده است، به آن خاتمه داد.»
BehRad
۹
واقعآ حیف است که هنوز هم خودکشی‌هایی را می‌یابیم که به خاطر عشق نیست.
Amir Ganjkhani
۹
«در دنیا هیچ فردی داناتر، هیچ سنگ‌تراشی سرسخت‌تر و هیچ مدیری تواناتر و کاری‌تر از یک شاعر وجود ندارد.»
شبــــ🍃ــنــم
۸
مرگ فقط یک احتمال دائمی نیست، آن‌گونه که او همیشه برداشت کرده بود؛ بلکه یک واقعیت دم دست است.
Amir Ganjkhani
۸
از شهید شدن در راه عشق لذت می‌برد.
Amir Ganjkhani
۸
خوب می‌دانست زنی مانند او با هر مصیبتی، گریه سرنمی‌دهد. فرمینا تنها هنگامی هق هق کنان می‌گریست که خشم جام درونش را لبالب کرده باشد؛ به ویژه در هنگامی که احساس مقصر بودن وجود زنانه‌ی او را در میان می‌گرفت، به گریه پناه می‌برد و هر اندازه که می‌گریست، آتش خشمش نیز بیش‌تر می‌شد و این شعله ور شدنِ لحظه به لحظه‌ی خشمش نیز، از این احساس گناه درونی بود که چرا نمی‌تواند از سستی خود در برابر سیلاب گریه‌ها جلوگیری کند.
شبــــ🍃ــنــم
۷
قلب آدمی خاطرات تلخ را می‌زداید و نیکی را درشت‌نمایی می‌کند. و چنین هست که ما می‌توانیم ناراحتی‌های گذشته را تاب بیاوریم و به دست فراموشی بسپاریم.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۷
معتقد بود: هر کسی عامل مرگ خویش است
Amir Ganjkhani
۷
قلب من بیش‌تر از یک فاحشه‌خانه اتاق دارد.
BehRad
۶
«فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد» .
.
۵
«فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد» .
آتیلا
۵
به صحبت خود راجع به خاطرات شیرین گذشته ادامه داد زیرا آرام نمی‌شد و با اضطراب به دنبال راه گم شده‌ای در گذشته‌ها می‌گشت تا او را به آرامش برساند. این چیزی بود که به آن نیاز داشت. یعنی این که بگذارد روحش از طریق دهانش از جسم او فرار کند.
شبــــ🍃ــنــم
۴
با یک گل رز خاطره‌ی مرا زنده نگه‌دار.
mashkook
۴
به هر جای آن خانه‌ی درندشت که نگاه می‌کردی، نظم و ترتیب و نظافتی را می‌دیدی که نشان می‌داد بانویی بر آن‌جا فرمان می‌راند که جای پای محکمی دارد.
.
۴
«فقط یک فرد بی‌ریشه می‌تواند عاری از درد و اندوه باشد»
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
۴