کسی که میخواهد از همه چیز مطمئن باشد، باید به روابط کوتاه مدت بسنده کند. روابطی مشخص، علامتگذاری شده، با یک آغاز، یک میانه و یک پایان. جادهای معین با مراحل کاملاً تعریف شده: مبادلهی اولین لبخند، اولین قهقهه، اولین شب، اولین مشاجره، اولین آشتی، اولین گرفتاری، اولین سوءتفاهم، اولین تعطیلات از دست رفته، اولین قهر، دومین، سومین و بعد جدایی کامل. سپس، روز از نو، روزی از نو، روز از نو، روزی از نو. مسیر مشابه ولی با شخصی دیگر. به این میگویند زندگی ماجراجویانه که بیشتر زندگی بدون ماجراست، یک زندگی سریالی است. دوست داشتن برای همیشه منطقی نیست، دوست داشتن طولانی مدت دیوانگی محض است. عقل حکم میکند که دوست داشتن، مدت معینی داشته باشد، مدتی که لذتبخش است. به این میگویند عقلگرایی عاشقانه: تا زمانی عاشقیم که رؤیاها و تصوراتمان پابرجاست. به محض زایلشدن توهمات، فارغیم، به عبارتی از یکدیگر جدا میشویم. به محض آن که واقعیت ظاهر میشود، رؤیایی باقی نمیماند. آن وقت هرکس به راه خود.