کانون مرکزی؛ یک نگاه کلی در رابطه با کلیت زندگی، و یا یک نوع احساس، ادراک یا دریافت از حقیقت در مفهوم عام آن است که همواره در هالهای از اسرار و رموز از طرفی و تخیل و تصور از طرف دیگر قرار دارد. رمانها را همواره با تحقیق و تفحص بر روی این کانون و سعی و تلاش برای تبیین و تفهیم آن مینویسیم چنانکه میدانیم از آن سو نیز رمانها همواره بر همین منوال خوانده میشوند. البته باید توجه داشت که وقتی نوشتن یک رمان را آغاز میکنیم، منظورم از آغاز نوشتن در واقع مراحل قبل از نوشتن به مفهوم متعارف آن یعنی تخیل و به تبع آن تصور پیرنگ اصلی داستان است،