'به روز اسبابکشیِ بزرگِ اجل فکر کن.`»
«نظری است جدی، نظری تأملبرانگیز؛ امیدوارم حرفهایم در این خصوص ناراحتت نکند. میدانی، اجل، یکی از بااعتبارترین کارگزارهای اجتماعی ماست؛ آنهم با وجود تمام کارهای کوچکی که سوای کار اصلیاش دارد. هیچ شده در این مورد فکر کنی؟
«او دلیجان سفرِ آخر ما را میراند، گذرنامهمان را مینویسد و نامه اعمالمان را امضا میکند. مدیر بانک پسانداز بزرگ زندگی است. خبرداری که تمام کرد و کارهای ما در زندگیمان در حساب این بانک سپرده شده؟ وقتی اجل با گردونه بزرگش میآید و ما ـچه بخواهیم چه نخواهیم ــ ناچاریم بهعنوان مسافر سوارش بشویم و به وادی ابدیت برویم،