ـ پاریس. بیرون کافهای توی لو ماره مینشستم و قهوه میخوردم با کروسان گرم و کره بدون نمک و مربای توتفرنگی.
ـ لو ماره؟
ـ ناحیهی کوچکی در قلب پاریس. پر از خیابانهای سنگفرششده و آپارتمانهای تنگ هم، مردهای شوخوشنگ و یهودیان ارتودوکس و زنهای پیری که روزی شبیه برژیتباردو بودند. تنها جایی هست که میشود ماند.