امیلیا: در میان همهٔ گلها من فکر میکنم، رُز بهترین آنهاست.
ندیمه: چرا، بانوی نیکنژاد؟
امیلیا: سمبلی است که خیلی شبیه یک دختر است؛ برای اینکه وقتی باد غربی با ملایمت به او میرسد، او با فروتنی باز میشود و با شرمی عفیفانه خورشید را ستایش میکند و وقتی که باد شمال (۴۱) نزدیک او میشود، خشن و قلدر میشود. سپس، پرهیزکارانه، دوباره با حفظ زیباییهایش، خودش را میبندد و آن باد را با خارهای خود تنها میگذارد.