گفتم: کریتیاس، علت اینکه سخن تو را نقض میکنم همان است که مرا مجبور میکند هر وقت خود نیز سخنی میگویم دربارهٔ آن هزار گونه تحقیق کنم تا مبادا بهخودم مشتبه شود که چیزی میدانم در حالی که نمیدانم. یقین بدان که این بررسی را نه تنها برای خود بلکه برای خاطر دوستانم میکنم زیرا معتقدم که اگر حقیقت چیزی روشن شود همه از آن سود میبرند.
گفت: عقیدهٔ من نیز چنین است.
گفتم: پس دوست گرامی، بهپرسشهای من با آسایش خاطر پاسخ بده و هر چه براستی میاندیشی بیان کن و اعتنا مکن که آنکه در بحث مغلوب میشود نیکیاس است یا سقراط بلکه فقط بهنتیجهای بنگر که از بررسی بدستمیآید.