مشخص بود که میخواهد از عملکرد تمامی اسباب و آلات شکنجهاش مطمئن شود و اطمینان حاصل کند که جان کندن مورچهها طبق نظم همیشگی ادامه دارد. دیدم که بین دو درخت ننوی سفیدی بسته شده و فکر کردم حتماً سینیورا آگلورای استخوانی با آن قیافهٔ عنقش آن تو دراز کشیده است، چون تنها چیزی که میدیدم مچ دستی بود که بادبزنی را تکان میداد. طنابهای ننو با حلقههای عجیبی آویزان شده بودند، احتمالاً یکجور وسیلهٔ دفاعی در برابر مورچهها بود و حتماً زن کاپیتان هم بهعنوان طعمه آنجا گذاشته شده بود.