مالیس با احتیاط پاسخ داد: «جناب شاه، فقط یک مسئلهٔ جزئی پیش آمد. مردم شورش کردند. نمیخواستند همهٔ گندم را بدهند، اما من سربازها را فرستادم و ادبشان کردم.»
شاه گفت: «باید چند نفرشان را میکشتی تا عبرت بگیرند.» غله مال او بود. زمین مال او بود. مردم مال او بودند. آنها کار میکردند و او، شاه، هرچه خودش میخواست به آنها میداد. قانون همین بود. او این قانون را از نیاکانش آموخته بود و باید آن را به همین شکل حفظ میکرد...