غیاب فردی که برایش سوگواریم میتواند تعاملات ما با آدمها یا اشیای دیگر را چنان فرابگیرد که موجب شود زندگی روزمرهٔ ما غریب و با بقیه ناسازگار شود. کارها و اتفاقاتی که قبلا برایمان خیلی اهمیت داشت، بسیار کماهمیتتر میشوند؛ و کارها و اتفاقاتی که بهندرت ممکن بود برایمان اهمیت داشته باشند، اهمیت دوچندان پیدا میکنند. الگوهای فکری دیرپا و احساساتمان یکباره به نظرمان غریب میآید. و ازآنجاکه جهان یکباره غریب به نظر میرسد، ممکن است فرد نیز احساس بیگانگی و پریشانی کند. سوگ باعث میشود برای خودمان ناآشنا یا ناشناخته شویم، کموبیش بیجسم و مجرد.