با پولی که آن پیرزن در آن صومعه دور ریخته میتوان صد، بلکه هزار کار خیر ترتیب داد و شروع کرد! صدها، بلکه هزارها زندگی را سروسامان داد: دهها خانواده را از تنگدستی، از تباهی، از نابودی، از گمراهی، از بیمارستانهای بیماریهای آمیزشی نجات داد ــ همه را با پول او. بکشیدش و پولش را بردارید، طوری که بعداً به کمک این پول بتوانید خودتان را وقف خدمت به همهٔ ابنای بشر و آرمان مشترک کنید. شما چه نظری دارید، آیا هزاران کار نیک این جنایت کوچک بیاهمیت را جبران نمیکند؟ در ازای زندگی یکی، زندگی هزاران نفر از تباهی و فساد نجات مییابد. مرگ یکی در ازای زندگی صدها نفر ــ یک حساب ساده است!