یک بار معلمها صندلیام را رو به دیوار عقب کلاس گذاشتند، چون زیادی حرف میزدم و تمام وقتم را به خنداندن آدمها میگذراندم. یکی از معلمها، دکتر وِب، گفت: «اگه این رفتارت رو تغییر ندی، هیچوقت به جایی نمیرسی.» (آیا اعتراف کنم که وقتی عکس جلد مجلهٔ پیپل شدم، یک جلد برای دکتر وب فرستادم که یادداشت رویش نوشته بود «فکر کنم اشتباه کردی»؟ نه بابا، خیلی گستاخیاست.)
این کار را کردم.