اگر تقدیری در کار باشد و بخواهد که من آن بیچاره را نجات بدهم، کمکش میکنم، اما به نظر نمیآید که اینطور باشد. برعکس، مثل اینکه اراده تقدیر بر این است که او غرق بشود و من که هستم که بخواهم در اراده تقدیر دخالت بیجا بکنم. البته داریم فرض میکنیم که تقدیری وجود دارد و در اینحال من شرط میبندم که وجود دارد.