آدم دلش میخواهد فلانکس را بکشد، اما این کار را نمیکند. مادام که ارادهٔ فرد بر میل او مُهر تأیید نگذارد، اتفاقی نمیافتد. در ذهن کودکان، این ترمز به شکل ناقصی عمل میکند. یک بار کودکی را دیدم که از دست بچهگربهاش به ستوه آمده بود و به او میگفت: «آرام بگیر، وگرنه میکوبم توی کلهات و میکشمت.» و واقعاً هم همین کار را کرد. اما لحظهای بعد، وقتی فهمید بچهگربه دیگر زنده نمیشود، مات ومبهوت شد و به وحشت افتاد، چون عاشقانه آن حیوان را دوست داشت. بنابراین همهٔ ما قاتلانی بالقوهایم.