جملات زیبا از متن کتاب داستان های کوتاه سلینجر | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان های کوتاه سلینجرsubscriptionAvailable

کتاب داستان های کوتاه سلینجر

یک روز عالی برای موزماهی و هشت داستان دیگر

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جی. دی. سلینجر، زهرا میالی
انتشارات: 
نشر سیزده

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۹۸۳۱۳۹۰
۱
الوئیز با هق‌هق گفت: «مری‌جین. گوش کن لطفاً. یادته سال اول بودیم من یه پیراهن زرد و قهوه‌ای داشتم که از شهر بویس خریده بودم و میریام بال بهم گفت که توی نیویورک کسی همچین لباس‌هایی رو نمی‌پوشه و من کل شب رو گریه کردم؟» الوئیز دست مری‌جین را تکان داد و ادامه داد: «دختر خوبی بودم.» بعد با خواهش و تمنا گفت: «مگه نه؟»
Pari
۰
«خب، وقتی به حرفات گوش می‌دن، مثل یه آدم بالغ رفتار می‌کنن. حسابی هم ظاهر باهوشی به خودشون می‌گیرن؛ اما نباید گولشون رو بخوری. باور کن. اگه یه ذره هم هوششون رو تأیید کنی، بیچاره می‌شی. حرفم رو قبول کن.»