سرهنگ با خونسردی جواب داد: «اتفاقاً من بر اساس مقررات عمل کردم.»
او گفت: «کدام مقررات؟»
سرهنگ گفت: «مقررات ژنو.»
پیشمرگ عصبانی گفت: «ژنو چه خریه دیه؟»
سرهنگ با تحکم گفت: «ژنو همون خریه که تو به نام حقوق بشر داری ازش دفاع میکنی و با کشور خودت میجنگی و آدم میکشی.»
Avid
۲
با آرامش روی تختهسنگی نشستم و با یک حسابوکتاب سرانگشتی مسیرهای عبورم را توی سی ماه اسارت مرور کردم. بیش از هزار کیلومتر پیادهروی و سرگردانی با دستان بسته و گاهی هم چشمان بسته عجیب بود، ولی انجام شده بود.