هزاران نفر هستند که میتونن بهتر از شما زندگی کنن، ولی مثل حیوونها زندگی میکنن و به خودشون هم میبالند که زندگی خوبی دارن مگه در زندگی اونها چه چیزی خوبی وجود داره؟ امروز کار میکنن و میخورن و بازم فردا همین برنامه است و همه عمرشونو این طوری میگذرونن. ضمنآ بچهدار هم میشن ابتدا با اونها تفریح میکنن و وجود آنها را مایه لذت و آرامش خود میدونن ولی وقتی کمی بزرگتر شدن و احتیاج به غذای بیشتری پیدا کردن والدین بنای کج خلقی را میگذارن، به اونها فحش میدن و میگن که پرخورها زود باشین بزرگ بشین و برین دنبال کار! دوست دارن که بچههاشونو مثل حیوانات اهلی بار بیارن... اینکه بچهها هم برای شکمشون کار میکنن، و همین طور زندگی تکرار میشه... هرگز هیچگونه خوشحالی یا فکری که باعث نشاط روح بشه برای آنها وجود نداره. بعضیها همیشه مثل فقرا گدایی میکنن و برخی دیگه مثل دزدها، اونچه که احتیاج دارن از دیگری کش میرن. قوانین ظالمانهای وضع شده و اشخاصی رو معین کردن که به باتون و هفتتیر مسلحاند و به اینها دستور میدن که مردم رو به رعایت قوانین وادار کنین. این قوانین مایه آسایشه و به ما اجازه میده که خون بشر را بمکیم و وقتی هم که بشر در مقابل فشار خارجی تسلیم نشه پندهایی به زور در کلهاش فرو میکنن که عقلِ او را مطیع کنن...