اشعار مؤثری را خواند که امیر معزی چکامهسرای حساس آن زمان سروده بود:
کی توان گفتن که شد ملک شهنشه بینظام
کی توان گفتن که شد دین پیمبر بیقوام
کی توان گفتن که شد صدر زمان زیر زمین
کی توان گفتن که شد بدر زمین اندر غمام
قهر یزدان نرم کردش آنکه بودش دهر نرم
چرخ گردان رام کرد آن را که بودش بخت رام
عالمی در یک زمان معدوم شد در یک مکان
امتی در یک نفس مدروس شد در یک مقام
شد شکار عالم آن کو کرد عالم را شکار
شد به کام دشمن آن کو دید دشمن را به کام
در ره بغداد صیاد اجل دامی نهاد
بس شگرف و محتشم صیدی درافتادش به دام