پلدی میدانست که کمی کمتر دوست داشتن بهتر بود؛ هر چیزی را کمی دوست داشتن. در این صورت روزی که آن چیز را میشکستند یا توی یک گونی میچپاندند شاید کمی عشق برای چیز بعدی توی وجود آدم باقی میماند.
Call_Me_Mahi
۶
اون رفیق روحمه! پسر اون جفت خودمه. اون تیکههای منو جمع میکنه مرتبشون میکنه و بعد بهم پسشون میده.. میدونی، داشتن یه زن که رفیق روح آدم باشه خیلی خوبه.
کاربر حسن ملائی شاعر
۳
من آنانی را که خویشم نبودند
خویش خود خواهم خواند
و او را که دلبند نبود،
دلبند
رسالهٔ پولس رسول به رومیان
باب ۹ آیهٔ ۲۵
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
من آنانی را که خویشم نبودند
خویش خود خواهم خواند
و او را که دلبند نبود،
دلبند
رسالهٔ پولس رسول به رومیان
باب ۹ آیهٔ ۲۵
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
پسرهایی که به بالای زیباترین درختان انجیر جهان آویخته شده بودند.
M.Y
۰
«همه چیز به این بستگی داره که بفهمیم چه قدر.» و: «و خوبه که آدم بدونه کی دس بکشه.»
مدوسا
۰
فکر کرد. آیا درست بود؟ آیا درست بود که پیش برود و احساس کند؟ پیش برود و روی چیزی حساب کند؟
مدوسا
۰
آزاد ساختن خود و یک چیز بود؛ و به عهده گرفتن اختیار این من ِ آزاد شده یک چیز دیگر.