ـ تازه بیستساله شده بودم. و در آن زمان در سرنوشت من، همهچیز برای همیشه رقم خورد. در آن زمان بود که من خطای اصلی را مرتکب شدم. همان خطای تعریفناشدنی و گریزناپذیر را که نقطهٔ شروع تمام زندگیام شد و من هرگز نتوانستم جبرانش کنم.
ـ خطایی جبرانناپذیر که در سن بیخبری مرتکب شدی؟
ـ بله، درست است.
ـ در این سن است که انسانها ازدواج میکنند، نخستین فرزندشان را به دنیا میآورند و شغلشان را برمیگزینند. بالاخره روزی بسیاری از حقایق را درخواهند یافت اما آن روز دیگر خیلی دیر است، زیرا برای همهٔ عمرشان در دورانی تصمیم گرفتند که هیچ نمیدانستند.