گرامشی ۲۵ساله یک رهبر سوسیالیست اتحادیهی کارگری را برای تمجید از پرولتاریا به مثابهی طبقهای «با دستانی پینهبسته و مغزی که با فرهنگ و بیماری مدرسی آلوده نشده است» به باد انتقاد گرفت. گرامشی اعتقاد داشت که طبقات استثمارشده بدون فرهنگ هرگز نمیتوانند امیدوار باشند که نقش خود را در تاریخ یا حقوق یا وظایف خود را درک کنند. وی در ادامه توضیح داد که محرک آزادی و تغییر اجتماعی از فرایند «تأمل خردورزانه» نشئت میگیرد و به این دلیل است که «کار شدید انتقادی، نفوذ فرهنگی و گسترش ایدهها مقدم بر هر انقلابی قرار دارد…»