صبح كه بیدار میشیم اول صبحونه آماده جعبهای، بعد سوار ماشین جعبهایمون میشیم، بعد میریم دفتر كار جعبهای و حتماً با آسانسور میریم بالا. آخه پله خستمون میكنه. نه؟ بعد میریم دفترمون كه توی جعبه تایپ كنیم. با جعبه صحبت كنیم. بعد میریم تو یه جعبه كه توش جلسه گذاشتیم. همتون یه جعبه دارین كه توش تایپ میكنید، باهاش حرف میزنید، باهاش موسیقی گوش میدین، نهار آماده جعبهای میخورین، بعد با یه جعبهمیرین خونه، ماشین، قطار، مترو، شایدم اتوبوس. نرسیده جعبه جادو روشن. تو جعبه تایپ میكنین. تو جعبه ایمیل میفرستین و برای رسیدن به آرامش چیكار میكنیم؟ دارو. همینه.