یکی از بهترین توصیفها برای تهران دوران جنگ را برنارد شولتس هولتهوس مطرح کرد. او در خاطراتش مینویسد که در قلب این کلانشهر «شهری قدیمی با شبکهای از کوچههای تنگ و بازارهای سرپوشیدهای وجود دارد که گویی تمامی گنجینههای زمین از فرشهای کهن، نقاشیهای مینیاتور، منبتکاریهای شگفتانگیز روی چوبهای گرانبها تا زرقوبرق چشمنواز نقرهکاریها را در فضای تاریک و روشن خود گرد آورده است - جایی همانند غار علاءالدین. زندگی در این شهر قدیمی همچون گردش خون با فشار زیاد در بدنی پیر است و از خیابانهای شیک منطقهٔ حکومتی که کاخهای شاهان و وزرا را در خود جا داده، شتاب بیشتری دارد و در قیاس با خیابانهای عریض شهر جدید، که قدمتش به سال ۱۹۰۰ برمیگردد و خانههای بزرگ و دوطبقهاش از خیابان عقب نشسته و کوچههای سایباندارش یادآور شهرهای روسیه است، تحرک بیشتری دارد.»