دکارت و هابز، دیدگاههای شناختشناسانهٔ مشابهی نیز داشتند. هر دو موافق بودند که حواس، شناخت بیواسطهای از جهان خارج به ما نمیدهد و صرفاً دستگاه حسی ما را تحریک میکند تا تصاویری را در ذهنمان تشکیل دهد. بنابراین شناخت حقیقت با تکیه بر حواس و مشاهده حاصل نمیشود. درعوض، ضروری است که عقل را از دامهای حواس رها سازیم و جایی برای بازسازی یا بازنماییِ جهانی باز کنیم که در پسِ حجابِ ادراک پنهان شده است. بدینترتیب، در نظر آنان، شناختشناسی مقدمهٔ همهٔ انواع متافیزیک بود. دکارت و هابز، در جستجوی این راه جدید به حقیقت،