از نظر استیونس، موضوع واقعیِ شعرْ زندگی است و وظیفهٔ شاعر این است که «به مردم کمک کند زندگیشان را سپری کنند» (ف. ض، ۳۰). معنای انضمامی و مشخص این حرف برای استیونس این است که شعر باید از طریق فعالیت تخیل در برابر فشار واقعیت مقاومت کند، «هر چه زندگی واقعگرایانهتر باشد، بیشتر نیازمند انگیزشهای تخیل است» (پ. م، ۲۲۳). شکوه و وارستگی شعر در این است که فشار واقعیت را به عقب براند، و پیشتر دیدیم که این شکوه چیزی نیست جز طنینِ کلمات؛ مانند کلمات وردزورث،
اکنون این شهر بهسان خرقهای بر تن میکند
زیباییِ صبحگاه را، خاموش، عریان ...
(ف. ض، ۳۱)