جملات زیبا از متن کتاب یادداشت های زیرزمینی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یادداشت های زیرزمینیsubscriptionAvailable

کتاب یادداشت های زیرزمینی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۳۵ رأی)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۱۱۲
کدام یک بهتر است، یک خوشبختی ارزان یا رنج و درد متعالی؟
Mohammad
۵۳
تنها مطالعه موجب تسکین آلامم می‌شد، تنها پناهم کتاب بود. هیچ چیز دیگری در اطرافم نبود تا مورد احترامم باشد یا بتواند مرا به خود جذب کند. دچار افسردگی شدید شده بودم، اشتیاق بیمارگونه‌ای برای تضاد و ناسازگاری با خویش پیدا کرده بودم
Mohammad
۴۸
گاهی با هیچ‌کس صحبت نمی‌کردم و گاه چنان با آنان صمیمی می‌شدم که دوستان بسیاری برای خود پیدا می‌کردم. شرایط روحی من در یک لحظه دگرگون و کاملاً متفاوت می‌شد. شاید هم چنین تغییراتی در اصل وجود نداشت و زائیده تخیلات من بود که در اثر خواندن کتاب به وجود آمده بود
Mohammad
۳۱
یک فرد فهمیده و عاقل باید برای خود معیارهای بالایی در نظر بگیرد تا پیشرفت کند، بدون این‌که از دیگران متنفر باشد
Pendar Ghorbani
۳۰
چنان گریستم که هرگز در تمام عمرم نگریسته بودم. در میان گریه گفتم: «آن‌ها نمی‌گذارند... نمی‌توانم آدم خوبی باشم.»
Pendar Ghorbani
۲۶
عشق حقی است که یک فرد به دیگری می‌دهد تا او را آزار دهد.
Roghaye
۱۷
می‌دانید که بشر ابله است، پدیده‌ایست احمق، اگر هم ابله نباشد چنان ناسپاس است که در تمام جهان نظیر او یافت نمی‌شود.
محمد نجفی
۱۶
آگاهی بسیار نوعی بیماری است، یک بیماری واقعی.
Pendar Ghorbani
۱۴
من در زندگی خود بی‌نهایت رنج کشیده‌ام. تا حدی که شما حتی جرأت ندارید تا نیمه راه آن بیائید. آنچه دارید حاصل عقل و هوش شما نیست، شما خود را فریب می‌دهید. شاید در وجود من زندگی بیشتر از شما باشد. با دقت بیشتری نگاه کنید! ما هنوز نمی‌دانیم زندگی چیست و چه نام دارد. ما را تنها و بدون کتاب رها کنند، ناگهان گیج و سردرگم می‌شویم و از دست خواهیم رفت. نمی‌دانیم به چه پناه ببریم و به کجا متوسل بشویم، چه چیزهایی را دوست بداریم و از چه چیزهایی متنفر باشیم. چه چیز را محترم بداریم و چه چیز را مورد تحقیر قرار دهیم. از انسان بودن خود و داشتن گوشت و خون ناخشنود می‌شویم، از انسان بودن خویش شرمسار خواهیم شد. آن را رسوایی می‌دانیم و تصور می‌کنیم که افرادی هستیم که امکان عمومیت دادن‌مان وجود ندارد. چون مردگان متحرک زاده می‌شویم، چون نسل‌های گذشته‌مان مرده بوده‌اند، ما از والدینی مرده تولد یافته‌ایم و از این ادراک لذت بیشتری خواهیم برد.
نون صات
۱۲
من بر این عقیده تأکید دارم که همه اعمال و کردار آدمی بر این اساس انجام می‌گیرد که فرد هر روز و به طور مدام به خویش ثابت کند که یک انسان است نه چیز دیگر. حتی اگر در این راه به نابودی کشیده شود باز هم تمایل شدیدی به اثبات این قضیه دارد.
Parinaz
۱۱
شاید فکر می‌کنید از این بابت شرمسارم و اظهار ندامت می‌کنم و طلب بخشایش دارم؟ اطمینان دارم که این‌ها فقط تصورات شما است... به هرحال، اصلاً برای من فرقی نمی‌کند که شما چگونه فکر می‌کنید...
AS4438
۱۰
«من از فقر خود شرمنده نیستم... به عکس، من با غرور به آن نگاه می‌کنم. من فقیرم اما زندگی شرافتمندانه‌ای دارم... انسان می‌تواند در فقر هم شریف باشد.»
ویماند
۱۰
از این عصبانی بودم که چگونه این حشره پلید مورد توجه دیگران واقع شده است
کاربر ۵۰۸۷۹۲۹
۸
آقایان عزیز، شاید فکر می‌کنید از این بابت شرمسارم و اظهار ندامت می‌کنم و طلب بخشایش دارم؟ اطمینان دارم که این‌ها فقط تصورات شما است... به هرحال، اصلاً برای من فرقی نمی‌کند که شما چگونه فکر می‌کنید..
Hamid
۸
مردم به بیماری‌هایشان افتخار می‌کنند
فاطمه
۸
حالا هم معتقدم که عشق حقی است که یک فرد به دیگری می‌دهد تا او را آزار دهد.
mel
۷
من برای خودم ماجراهایی می‌ساختم و زندگی دیگری در ذهنم می‌آفریدم تا بتوانم به زندگیم ادامه دهم.
Parinaz
۷
به علم طب احترام می‌گذارم. اما نزد دکتر نمی‌روم.
Pendar Ghorbani
۷
هر لحظه بیشتر نگران می‌شدم اما در عین حال می‌دانستم که همیشه حقایق را بزرگ‌تر از چیزی که بود جلوه می‌دهم.
Pendar Ghorbani
۷
همه ما از زندگی جدا مانده‌ایم، همه فلج شده‌ایم، همه ما کمابیش چنان از زندگی واقعی دور شده‌ایم که نسبت به آن احساس نفرت و انزجار می‌کنیم. حتی نمی‌توانیم تحمل کنیم که کسی آن را به ما یادآوری کند. چرا زندگی واقعی را تلاش و کار سخت می‌دانیم و همه پنهانی با هم توافق داریم که زندگی در کتاب‌ها و نوشته‌ها بهتر است. چرا گاهی دور خود می‌چرخیم؟ در جستجوی چه هستیم؟ خودمان هم نمی‌دانیم.
کتاب خوان خسته
۷
چه انتظاری از یک انسان می‌توان داشت؟ از انسانی که دارای ویژگی‌های رنگارنگ و عجیبی است چه توقعی داریم؟ این انسان را اگر غرق در خوشبختی و ثروت کنید و اعتباری بی‌پایان به او دهید که نیازی به کارکردن نداشته باشد، او را در شرایطی قرار دهید که فقط بخورد و بخوابد باز هم ناسپاسی خواهد کرد، به شما آسیب خواهد رساند و آزارتان خواهد داد. نعماتی را که به او داده‌اید از بین می‌برد و چه بسا در پی راهی نابخردانه باشد تا خود را نیز به نابودی بکشد. او هستی ویرانگر و خیالباف خویش را با شرایطی که شما در اختیارش گذاشته‌اید ترکیب می‌کند تا وجود خویش را، اختیار و آزادیش را به اثبات برساند و نشان دهد که «من خودم هستم.» نمی‌دانم آیا این کار لازم است یا نه، اما به هرجهت به ویرانی خویش دست می‌زند.
کتاب خوان خسته
۷
بشر دوست دارد مشکلاتش را در نظر بگیرد اما شادی‌ها و خوشی‌هایش را به حساب نمی‌آورد.
Arno
۶
در حقیقت اصلاً نمی‌توانستم بدجنس باشم. حتی در همان لحظات بدخویی نیز از احساساتی کاملاً متضاد در درون خویش آگاه بودم و همین عواطف دگرگونه و متضاد در وجودم خودنمایی می‌کردند. خوب می‌دانستم که همیشه و در تمام زندگیم چنین احساسات خوبی نیز وجود داشته اما هرگز اجازه بروز نیافته است. چنین عواطفی آن‌قدر عذابم می‌دادند تا شرمنده می‌شدم، مرا عصبی می‌کردند و تا سرحد جنون می‌کشاندند
Hamid
۶
یک مرد عاقل جداً نمی‌تواند چیزی بشود، فقط احمق‌ها هستند که به جائی می‌رسند.
فاطمه
۶
در حقیقت من معتقدم که بهترین تعریف از انسان این است که او موجودی ناسپاس است که روی دو پا راه می‌رود.
فاطمه
۵
همان‌گونه که می‌دانیم فساد و تباهی ناشی از بی‌کاری عامل همه بدبختی‌هایی است که انسان خلق می‌کند.
mel
۵
نمی‌دانید از چه و از چه کسی آزرده‌خاطرید، اما علی‌رغم همه این تردیدها، هنوز دردی در درون شما می‌جوشد و هرچه کمتر علت را بدانید درد بیشتری را متحمل خواهید شد.
Pendar Ghorbani
۵
من ترجیح می‌دهم مورد تمسخر واقع شوم اما وقتی گرسنه هستم تظاهر نکنم که سیرم.
Pendar Ghorbani
۵
انسان گاهی از شدت علاقه کسی را آزار می‌دهد.
زهرآ
۵
مدام راهی را برمی‌گزیند و به آن راه می‌رود. اما برایش فرق نمی‌کند که راهش به کجا می‌رسد. شاید هم عمداً می‌خواهد از پایان راه بی‌اطلاع بماند