
گفته میشود که نویسندگان فرزندان زمانهی خود هستند. این گزاره بیش از همه دربارهی سدهی بیستم مصداق دارد. در این قرن، ادبیات در تلاشی بیسابقه، میدانی برای به آزمون گذاشتن تأملات فلسفی بود. به همین دلیل، فهم برخی رمانهای این دوره که به رمان فلسفی معروف هستند، صرفنظر از ارزش ادبی آنها، بدون آشنایی با این زمانه و سنت فکری پشت آن امکانپذیر نیست. این رمانها از نوع رمانهای رئالیستی نیستند که دنیایی از شخصیتها، توصیفها و جزئیات برای جذب مخاطب دارند و اگر نویسنده یا زمینهی داستان را نشناسید خللی در فهم آن ایجاد کند. برخی از نویسندگان در این قرن به دلایلی نامشان ماندگار شده و بسیار از آنها گفته میشود؛ اما اگر خوانندهی ناآشنا صرفاً به سبب شهرت نامها سراغشان برود ممکن است خواندن کتابها لذتی را در آنها ایجاد نکند و با این پرسش و ابهام مواجه شود که دلیل شهرت کتابها یا وجود علاقهمندان زیاد به این آثار چیست. اینها نویسندگانی هستند که بدون پیشزمینه نمیتوان قدم به دنیایشان گذاشت. آلبر کامو یکی از همین نویسندگان است.
چطور کتابهای آلبر کامو را بخوانیم؟
مخاطب این نوشته کسی است که میخواهد کتابهای کامو را بخواند؛ اما اطلاعات کمی از او، اندیشه و سبک نوشتنش دارد. برای چنین خوانندهای، بسیاری از کتابهای کامو سختخوان خواهد بود یا خواندنشان را اتلاف وقت خواهد دانست. اما اگر راهنمایی برای خواندن داشته باشد، بهتر میتواند تصمیم بگیرد و کمتر دچار سرگردانی میشود. اصلاً شاید اشتیاق خواندن آثار کامو به دلیل شهرت این نام باشد و او وقتی با این دنیا آشنا شود، تصمیم بگیرد از کنار آن بگذرد یا شاید با میل بیشتر بخواهد او را بشناسد. برای ورود به دنیای آثار متکثر کامو، چند مؤلفه وجود …