مادر شدنم همه چیز را تغییر داد؛ از ساعت خواب و بیداری تا نگاهم به جهان اطراف، آدمها و بهطور خاص مادرم. با مادرم رابطۀ خوبی داریم. یادم نمیآید چالش جدی و عمیقی با او داشته باشم. همیشه برای من و خواهرم آدم امنی بوده و رابطهاش با ما زبانزد فامیل. جدیترین مشوق ما بوده. روزی که ناامید و خسته از کلاس فیزیک کوانتوم بیرون آمدم و مدتی طولانی در راهروی دانشکده بیهدف قدم زدم، اولین کسی که از تصمیمم برای تغییر رشته باخبر شد او بود.
«فدای سرت، نمون تو نقطهای که مطلوبت نیست.»
بار اولی که شعرم در روزنامهای استانی منتشر …