معرفی و دانلود کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم

کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم

۴.۰(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم

فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم مجموعه جکایت‌هایی درباره دانش، زندگی، موفقیت و مهرات زندگی نوشته شیما عباسی آبگرمی است. 

 درباره کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم

 در این کتاب مجموعه حکایات آموزنده و زیبایی درباره زندگی و جنبه‌های مختلف آن می‌خوانید. درواقع نویسنده با جمع‌آوری حکایات آموزنده در این کتاب به شما درس زندگی، تفکر و مهارت‌های گوناگون زندگی را می‌آموزد.

 خواندن کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 خواندن این کتاب برای همه جذاب و آموزنده است

 بخشی از کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم

فردی برای آبدارچی بودن در شرکت مایکروسافت تقاضای کار داد. بعد از مصاحبه، هیئت مدیره گفتند: «شما استخدام شدید. آدرس پست الکترونیکی تون رو بدید تا فرم براتون بفرستیم.» مرد خیلی عادی گفت: «آدرس پست الکترونیکی ندارم. ما اصلاً کامپیوتر نداریم.» رئیس گفت: «متأسفم! اگه پست الکترونیکی ندارید یعنی وجود خارجی ندارید. شغل هم نمی توانید داشته باشید.» مرد با کمال ناامیدی آنجا را ترک کرد.

بی هدف به راه افتاد و به سوپرمارکت رسید. داخل رفت و یک صندوق ۱۰ کیلوگرمی گوجه فرنگی خرید و در محله ها فروخت. پولش دو برابر شد. فردا نیز این کار را کرد و هر روز پولش بیش تر می شد تا یک گاری خرید. با تلاش و پشتکاری محکم ادامه داد. کم کم یک کامیون خرید. به زودی ناوگانی در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت. ۵ سال بعد، او دیگر یکی از عمده فروشان آمریکا شده بود. تصمیم گرفت برای آیندهٔ خانواده اش بیمهٔ عمر بگیرد. به یک نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی را انتخاب کرد. وقتی صحبت آن ها به نتیجه رسید، نماینده از آدرس پست الکترونیکی او پرسید. مرد جواب داد: «من پست الکترونیکی ندارم.» نمایندهٔ بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما پست الکترونیکی ندارید با این حال توانسته اید یک امپراتوری در شغل تان بوجود آورید؟ می توانید فکر کنید به کجاها می رسیدید اگر یه پست الکترونیکی داشتید؟»

مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: «احتمالاً می شدم یک آبدارچی در شرکت مایکروسافت!»

* نیازی نیست همه مدیر باشند؛ شاید شما در زمینهٔ دیگری استعداد داشته باشید.

There is no need for all to be manager, may be your talent is in another field.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب فقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابفقط داشتم کارخودمُ...محک می زدم
موضوعداستان کوتاه، موفقیت و خودیاری
نویسندهشیما عباسی آبگرمی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۰/۰۱/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۳۶۰۰۰۳
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

- فهمیدم! پس کوهان برای ذخیرهٔ آب و غذاس، پاهامون هم برای راه رفتن در بیابونه و مژه ها هم برای حفاظت چشمامون در بیابون. فقط یک سوال دیگه؟ - بپرس عزیزم. - پس چرا ما توی این باغ وحشیم؟
smoothybook
۰
روزی حاکم شهر به مردم دستور داد، مشکلاتی که با آن ها دست و پنجه نرم می کنند را روی کاغذ بنویسند و همهٔ آن ها را در سبد بزرگی که در میدان بزرگ شهر است بیندازند. کوهی از کاغذها جمع شد و حاکم از آنان خواست که به سراغ نوشته ها بروند و هر کس هر برگه ای را که دوست داشت بر دارد تا از آن به بعد فقط آن مشکل را داشته باشد. بعد از آن در عین ناباوری هر کس فقط حاضر شد برگهٔ خودش را بردارد.
smoothybook
۰